همه چیز خوب پیش می رفت. دولت ترکیه نخستین کشوری بود که اسرائیل را به رسمیت شناخت آنهم کمتر از دو سال پس از تاسیس دولت یهود، و بیست و سه سال زودتر از مصر به عنوان دومین کشور مسلمان و اولین کشور عربی. در تمام این سالها اسرائیل ارتش ترکیه را به سلاح های پیشرفته مجهزتر می کرد. فرماندهان عالی رتبه ارتش ترکیه حافظان ارزش های لائیک میراث آتاتورک هستند و پیدا و پنهان در ساختار واقعی قدرت حضور قدرتمند دارند. آنها هم همچون همتایان خود در اسرائیل دل خوشی از اسلامگراها ندارند، البته روابط تنها به خرید های کلان نظامی محدود نبود، در زمینه برخورد با کردهای شورشی جدایی طلب، یا برخی گروههای ارمنی چه سیستمی قدرتمند تر از «موساد» می توانست به یاری ترکیه بیاید؟ همه چیز خوب بود، سیستم نمودارهای تجارت دو کشور هم همیشه سیر عمودی داشته حتی تا همین الان.
اما اکنون رجب طیب اردوغان نخست وزیر اسلامگرای ترکیه در برابر نمایندگان پارلمان، دولتمردان عبری را خطاب قرار می دهد و تهدید می کند که «شکیبایی ترکیه را آزامیش نکنید». ترکیه آشکارا از حمله کماندوهای اسرائیلی به کاروان کشتی های صلح خشمگین است و این اقدام را «تروریسم دولتی» نامیده است.
روابط مستحکم ترکیه و اسرائیل از زمان حمله ارتش اسرائیل به غزه در آخرین روزهای سال 2008 رو به سستی نهاد، آنگونه که روز 30 ژانویه 2009 در جریان اجلاس داووس سوئیس ، اردوغان به گونه ای احساساتی به سرزنش شیمون پرز رئیس جمهور اسرائیل پرداخت و گفت سربازان اسرائیلی مرتکب جنایت جنگی شده اند و به کشتار کودکان روی آورده اند. اردوغان اجلاس داووس را نیمه کاره رها کرد و به کشورش بازگشت تا همچون قهرمانان از او تجلیل شود.
اما گرچه روابط دیپلماتیک دولت اسلامگرای ترکیه و دولت تندروی اسرائیل در دو – سه سال اخیر تنش هایی را شاهد بوده است اما نباید از یاد برد که در زمان همین دولت اسلامگرا بود که شیمون پرز در کسوت رئیس جمهور اسرائیل توانست برای اولین بار در پارلمان یک کشور مسلمان سخنرانی کند.
برخی ها فکر می کنند اردوغان جای پای احمدی نژاد می گذرد و ترکیه می خواهد جایگاه ایران را ضدیت با اسرائیل به دست آورد. شاید در نگاه اول این موضع خوشایندی در تهران محسوب شود زیرا که آنها توانسته اند بخشی از اهداف انقلاب خود که حمایت از «آرمان فلسطینان» در برابر اسرائیلی ها بود را صادر کنند. اما شاید اگر عمیق تر به این مسئله پرداخت، واقعیت غیر از این باشد.
این روزها در تمام جهان آنکه تندترین مواضع را علیه اسرائیل اتخاذ می کند محموداحمدی نژاد است، می گوید که اسرائیل باید از نقشه جهان حذف شود و فعالیت هایش در زمینه ساخت انرژی هسته ای دنیا و بیش از همه تل آویو را به هراس انداخته. به یمن دلارهای سبز طلای سیاه، دستی گشاده برای حمایت از حماس، حزب الله و سوریه دارد. و شعار «مرگ بر اسرائیل» سی سال است که پای ثابت شعارهای هر تجمع دولتی است.
هر چه احمدی نژاد در ایران و دنیای غرب منفور و حقیر است در نزد افکار عمومی جهان عرب و جمعیت گسترده ای از جامعه ترکیه محبوب و بزرگ است. این آن چیزی است که مایه حیرت ایرانیان در اولین مواجه خود با همسایگان عرب و ترکشان می شود.
این واقعیتی است که دولتمردان ترک به خوبی آنرا فهمیده اند، بذر ضدیت با اسرائیل در زمین افکارعمومی خاورمیانه پرمحصول است، اعراب که ساکنین عمده خاورمیانه را تشکیل می دهند مایوس و سرخورده از شکست های پی در پیشان در جنگهای چند روزه، تنها برایشان خاطراتی زخم خورده و غروری شکسته مانده است. طرح های صلحی که ارائه می کنند یک به یک به شکست می انجامد ، حتی طرح صلح ملک عبدالله که کمترین خدشه ای در آن نبود و اجرای آن می توانست پیروزی بزرگی برای دولت یهود باشد میان زمین و هوا و اما و اگرهای سیاستمداران خودخواه معلق مانده است . سوریه نیز سالهاست پشت درهای صلح انتظار می کشد و منتظر فرصتی است برای پایان 60 سال مناقشه و این اسرائیل است که هر روز پیش شرطهای سخت گیرانه تری ارانه می کند.
موج بیداری اسلامی که از چند دهه پیش منطقه خاومیانه را دربرگرفته بود در سالهای اخیر توانسته دیوارهای بلند لائیسته ترک ها را در هم بشکند، آنقدر که دولت و پارلمان و بسیاری دیگر از ارکان تاثیرگذار حکومت آناتولی را به دست اسلامگراها بسپارد. امروز افکار عمومی آنکارا چندان تفاوتی با افکار عمومی قاهره، دمشق و بیروت ندارد و برای ترک ها اسلام فقط دین نیست. برای انها خاطره شوکت عثمانی است، آنگاهی که سرزمین های اسلامی همه زیر فرمان خلیفه ترک بودند و بخش اعظمی از خاک اروپا نیز زیر سم اسبهای ترکها بود. اروپایی که سالهاست دست رد بر سینه ترکیه متقاضی ورود به باشگاه خود میزند. اینگونه است که اسلامگرایی و مخالفت با غرب پر رنگ تر می شود و نگاه به خاورمیانه و لاجرم دفاع از کشورهای اسلامی جایگاه محکمی در میان مهندسان سیاست خارجی ترکیه پیدا می کند.
ضدیت با اسرائیل واقعیت افکار عمومی خاورمیانه است، این البته قاعده ای کلی نیست و مثلا درباره تهران، جایی که خصمانه ترین سخنان درباره اسرائیل شنیده می شود، باید با احتیاط از آن صحبت کرد چرا که به وضوح بسیاری از مردم ایران از انزوایی که حاصل حمایت های بی حد وحصر جمهوری اسلامی از «آرمان های فلسطینیان » است خسته اند و بر خلاف همسایگان ترک و عربشان حس خوبی هم نسبت به آمریکا و غرب دارند.
اردوغان این روزها میخواهد به قهرمان جهان عرب تبدیل شود، جای نگرانی نیست. سفارت اسرائیل همچنان در ترکیه فعال است و رزم آمایش های مشترک با اسرائیل طرح ریزی می شوند، اما در سایه اردوغان قهرمان است که صدها قرارداد تجاری بین تجار ترک و بازارهای شلوغ عربی بسته می شود، محبوبیت او در نزد افکار عمومی ترکیه بیشتر می شود و در سایه رفاه بیشتری که ایجاد میکند زبان لائیک های منتقد را هم می بندد. چرا که مگر جز این است که لوله های نفت و آب اسرائیل قرار است که از ترکیه روانه شهرکهای یهودی و چرخ های اقتصاد اسرائیل شود؟ اردوغان میخواهد آنکارا را به ژنو خاورمیانه تبدیل کند تا هر گرهی که قرار باشد در خاورمیانه همیشه بحرانی باز شود، دستهای دیپلمات های ترک هم در آن باشد. از مناقشه بزرگ هسته ای ایران و غرب گرفته تا صلح سوریه و اسرائیل و میانجی گری بین حماس و فتح .
اتفاقی نیفتاده است چشمهای ترکیه تازه دارد به خاورمیانه عادت می کند. ترکیه با بازی های خوب دیپلماتیک خود حالا دستهای ایران را خالی گذاشته است. برگ های برنده تهران اکنون در دست آنکاراست و هرگاه که ترکها بخواهند می توانند در پشت درهای بسته با دولت های غربی درباره «مسائل اساسی» خود صحبت کند. این برای غربی ها هم خبر خوبی است. ترکیه نه تنها نمی خواهد اسرائیل را نابود کند که مردم خاورمیانه را نیز از احمدی نژاد به دور کرده است و آب ونفت هم روانه اسرائیل می کند.
منبع : جرس
.
.