از این خانه رفته ام

آدرس وبسایت تازه من :

http://www.farahmand.it

منتظر دیدنتان در خانه تازه ام

فرهمند

 

متن سخنرانی من در سنای ایتالیا

متن سخنرانی من در سنای ایتالیا :

به نام خداوند جان و خرد

اعلی حضرتین، خانم ها ، آقایان . نمایندگان محترم

برای من مایه افتخار است که امروز توانسته ام در جمع شما حضور یابم و فرصتی داشته باشم تا به عنوان روزنامه نگاری که در جریان حوادث غم انگیز پس از انتخابات ایران، ناچار به ترک سرزمینش شد صحبت کنم.

یکسال پیش در چنین روزهایی میلیون ها میلیون ایرانی، در اعتراض به تقلب گسترده دولت و نظامی ها در انتخابات به خیابان ها ریختند و اعتراض خود را به این فریب بزرگ نشان دادند.

واقعیت آن است که ایرانی ها در سالهای اخیر و پس از ناکامی دولت اصلاح طلب محمد خاتمی در برآورده کردن خواست های دمکراتیک مردم، نسبت به انتخابات و حضور در پای صندوق های رای بی اعتماد شدند که نتیجه همین دوری مردم از صندوق های رای برآمدن محموداحمدی نژاد به عنوان رئیس جمهور ایران، در پنج سال پیش بود.

به خواندن ادامه دهید

To the Person Who Turned Neda into a Voice

I am writing this in honor of someone I have never seen, Neda, who through the last moments of her life recorded Iran’s voice and cry. And as blood gushed out of her heart and eyes only the screams of her cries could be heard.

I have always said that Neda was born twice. Once as an offspring of a courageous mother whose hair turned gray in disbelief, and the other time when a small mobile phone brought her to the world. So long as Neda’s images and posters are the guests of the walls of the cities of the world and television screens, we shall continue to see how small this world is and that there is no real distance between the little street in the heart of the capital of the Islamic republic and the skyscrapers of New York or the magical town of Lecce in southern Italy.

به خواندن ادامه دهید

برای آنکه ندا را فریاد کرد

این را برای کسی مینویسم که هرگز او را ندیده ام، کسی که آخرین ثانیه های «ندا»ی ایران را به ثبت رساند و در میان خونی که از قلب و چشم های ندا بیرون میزد، تنها  فریادهای گریه اش شنیده شد.

بارها با خود گفته ام که ندا آقا سلطان دوبار به دنیا آمد. یکبار از مادری راست قامت که امروز در ناباوری از مرگ ندا موی سپید کرده و قامت خمیده است و یکبارهم «دیگری»، او را با دوربین کوچک موبایلش به دنیای بزرگ ما آورد. تا زمانی که عکس ها و پوسترهایش میهمان دیوارهای شهرهای جهان و  تلویزیون می شود یکبار دیگر پی ببریم که دنیای ما تا چه اندازه کوچک است و هیچ فاصله ای میان آن کوچه کوچک قلب پایتخت جمهوری اسلامی تا آسمانخراش های بزرگ نیویورک و بندری افسونگر چون «لچه» در جنوب ایتالیا نیست.

ندا آقا سلطان قهرمان نبود، مشق رزم هم با حکومت روحانیون نمی کرد. او یکی بود مثل صدها هزار نفری که روز سی خرداد به خیابان ها آمده بودند، تا بهت زده شاهد «جهنمی» باشند که پاسداران حکومت رهبر جمهوری اسلامی در تهران برپا کرده بودند. در داستان های مذهبی آمده است زمانی که نمرود به نخوت و غرور دچار آمد و خود را خدای نامید، در رقابت با پروردگار آسمانها بهشتی زمینی خلق کرد و نامش را «عدن» گذاشت  که  البته  به برقی از آسمان گرفتار آمد و بساطش جمع شد. عجیب آنکه آیت الله خامنه ای و انصارش در رقابت با خدا، جهنمی زمینی ساختند و در خیابانهای تهران و کهریزک و دهها بازداشتگاه مشهود و مخفی، آن کردند که حتی در وعده های کیفرهای اخروی و الهی تصویری از آن نیست.

به خواندن ادامه دهید

بازی ترکها و دست خالی تهران

همه چیز خوب پیش می رفت. دولت ترکیه نخستین کشوری بود که اسرائیل را به رسمیت شناخت آنهم کمتر از دو سال پس از تاسیس دولت یهود، و بیست و سه سال زودتر از مصر به عنوان دومین کشور مسلمان و اولین کشور عربی. در تمام این سالها اسرائیل ارتش ترکیه را به سلاح های پیشرفته مجهزتر می کرد. فرماندهان عالی رتبه ارتش ترکیه حافظان ارزش های لائیک میراث آتاتورک هستند و پیدا و پنهان در ساختار واقعی قدرت حضور قدرتمند دارند. آنها هم همچون همتایان خود در اسرائیل دل خوشی از اسلامگراها ندارند، البته روابط تنها به خرید های کلان نظامی محدود نبود، در زمینه برخورد با کردهای شورشی جدایی طلب، یا برخی گروههای ارمنی چه سیستمی قدرتمند تر از «موساد» می توانست به یاری ترکیه بیاید؟ همه چیز خوب بود، سیستم نمودارهای تجارت دو کشور هم همیشه سیر عمودی داشته حتی تا همین الان.

اما اکنون رجب طیب اردوغان نخست وزیر اسلامگرای ترکیه در برابر نمایندگان پارلمان، دولتمردان عبری را خطاب قرار می دهد و تهدید می کند که «شکیبایی ترکیه را آزامیش نکنید». ترکیه آشکارا از حمله کماندوهای اسرائیلی به کاروان کشتی های صلح خشمگین است و این اقدام را «تروریسم دولتی» نامیده است.

روابط مستحکم ترکیه و اسرائیل از زمان حمله ارتش اسرائیل به غزه در آخرین روزهای سال 2008 رو به سستی نهاد، آنگونه که روز 30 ژانویه  2009 در جریان اجلاس داووس سوئیس ، اردوغان به گونه ای احساساتی به سرزنش شیمون پرز رئیس جمهور اسرائیل پرداخت و  گفت سربازان اسرائیلی مرتکب جنایت جنگی شده اند و به کشتار کودکان روی آورده اند. اردوغان اجلاس داووس را نیمه کاره رها کرد و به کشورش بازگشت تا همچون قهرمانان از او تجلیل شود.

به خواندن ادامه دهید

Is Turkey Trying to Steal the Anti-Israel Mantle from Iran?

n the past, everything seemed to be going well for the Israeli-Turkish relationship. The Turks were the first Muslim nation to recognize Israel as a state, less than two decades after the establishment of the Zionist state in 1948 and twenty-three years before any Arab country.

Over the years, the Israelis equipped the Turkish military with sophisticated weaponry. High-ranking Turkish military officers are the protectors of secularism and Ataturk’s heritage in Turkey. Like their counterparts in Israel, Turkish generals are not fond of Islamists, especially those in their country. Their relationship was not just about purchasing arms. The Israelis helped the Turks suppress the Kurdish population and go after radical Armenian groups. The powerful Mossad, Israel’s intelligence agency, came to Turkey’s aid more than once. Everything was fine, even the growing trend of bilateral trade between the two states seemed better than ever.

به خواندن ادامه دهید

سکوت غمگین تبریز

انتخابات سال گذشته ریاست جمهوری و حوادث پس از آن شگفتی های فراوانی با خود داشت؛ از نماز جمعه ای که در آن صدها هزار منتقد و مخالف دولت جمهوری اسلامی گرد آمدند و نماز نفی استبداد اقامه کردند تا شنیده شدن دوباره فریادهای الله اکبر بر پشت بام ها، ؛ آنهم سی سال پس از استقرار حکومتی اسلامی. از اتحاد بی سابقه ایرانیان خارج از کشور تا راهپیمایی سه میلیون معترض در تهران.و تا دهها نشان دیگر که از حوصله این نوشتار خارج است.

یکی از این شگفتی ها، سکوت غم انگیز تبریز در پس حوادث فردای انتخابات بود. آنگاه که تهران زخم دیده و مجروح از ستمکاری نشستگان بر اریکه قدرت، به اطراف خود می نگریست، شهرهای دیگر ایران، از مشهد و اصفهان تا رشت و اهواز و حتی شهرهای کوچک به حمایت از جنبش آزادی خواه و عدالت طلب سبز برآمدند.

به خواندن ادامه دهید